Score to do

This project is a collection of performative instructions, using the Persian equivalent of the word "Score" as its title. The Score had become a shared concept through Performance Art, Dance, and Visual Arts since the 1960s and 1970s. We're curating a collection of instructions that emerge in the different forms of art throughout this event. The main materials of each score are text plus act/ theatricality/ everyday ritual. Their performability has no edge, meaning they can be represented either in imaginary or in the reality. So we're going to write a work for doing/ performing on canvas/ frame/ paper, exhibiting on the website.


Curated by: Alireza Khosroabadi

LOGO.jpg

پروژه‌ی دستور‌اجرا

 
 
LAT02.jpg

 این پروژه تلاشی برای به دست آوردن مکان دیگری به جز سالن نمایش مرسوم برای پیدا کردن عمل‌های اجرایی است. ما کارمان را در میانه‌ی پاندمی شروع کردیم و یکی از هدف هایمان بازیابی رابطه‌ی صحنه-تماشاگر بود. از این رو این پروژه به دنبال گردآوری مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های اجرایی است که در نسبت با زمان خودشان نوشته می‌شوند. در عنوان پروژه، نزدیک‌ترین معادل فارسی کلمه"Score" مدنظر بوده است که از دهه 60 و 70 میلادی به یک مفهوم اشتراکی در بین شاخه های مختلف هنر تبدیل شد.

ماده‌ی اصلی هر دستوراجرا، متن + اکت است. مرزهای اجراپذیری‌اش گسترده است؛ بدین معنا می‌تواند خیالی یا واقعی رقم بخورد. بنابراین بناست که یک کار یا مجموعه‌ای از کارها برای انجام دادن/ اجرا کردن، نوشته شود.

سرپرست پروژه: علیرضا خسروآبادی

آغاز این پروژه از وقفه بود. وقتی که همه‌چیز به تعویق افتاد، آن را با سوال "چه باید کرد؟" پی گرفتیم. این مسئله از پیش برایمان طرح شده بود. اما چه بسا این تعویق، باعث می‌شد که بتوانیم به گذشته هم نگاه کنیم و بعد رو به سوی آینده داشته باشیم، و از خودمان سوال بپرسیم. "چه باید کرد؟" برای ما از بی‌معنی شدن صحنه‌ای که مخاطب آن بودیم، و از ساز و کار به صحنه بردن، شروع شد. این‌که آیا راهی هست که به چیزی غیر از آن فکر کنیم؟ آن زمان ما پاسخ را خروج از صحنه‌ی درون تئاتر و آمدن به صحنه‌ی عمومی می‌دانستیم. چرا که عرصه‌ی عمومی را محملی می‌دانستیم که حالا به واسطه قرنطینه و قانون، از تصرف عموم درآمده بود و به انضمام خلا، و حضور متافیزیکی قدرت درمی‌آمد. این شد که عبارت بازپس‌گیری عرصه‌ عمومی محل وفاق ما، بر سر ایده‌هایی شد، که از آن طریق راهمان را دوباره به سوی شهر و جریان، از دل وقفه بجوییم. پس از حدود بیش از یک سال از آن زمان، واسطه‌ی پروژه‌ی دستوراجرا را، به عنوان کالبدی برای ارائه‌ی مایه‌های ناتمام و ایده‌هایی بالقوه برای اجرا، مناسب دانستیم و حالا این دو عنوان در کنار هم می‌نشینند، دستوراجراهایی برای اجرا در فضاهای عمومی.

دستور اجرا-01.png
25-100 (2)_edited.jpg